جوكستان


جوك
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند .
باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟
مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند .
باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟
ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام
اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا
اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
---------------------------------
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم
باغ وحش با گوريل عکس انداختيم
---------------------------------
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با
آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
---------------------------------------
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟
صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
-------------------------------------
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه
همه تو ايران با من لجن
-------------------------------
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش
قرص بروفن انداخت!!
-----------------------------------
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم
--------------------------------
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه : آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .تلفنچي مي گه : نهمرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
-------------------------------------
-ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره
------------------------------------- به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه
---------------------------------------
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو
----------------------------------
يک رو. به ۱ نفر ميگن با شيشه جمله بسازميگه ساعت شيشه
-------------------------------
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
------------------------------------
از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟اولي: نيمه اول سالدومي: نيمه دوم سالسومي: در وقت اضافه
-------------------------------------
يك روز به يك جواني مي گويند :آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم
----------------------------------------
فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن فيله ميميره مورچه هه ميگه: بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم
-----------------------------------------
دو نفر بهم ميرسند. اولي: از علي چه خبر؟- علي مرد.- چه جوري؟ - تريلي رفت رو انگشتش.- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود
-------------------------------------------
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه
سيگارفروشي و ميگه- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم
------------------------------------------
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم
---------------------------------
- آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز
بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن
روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟
---------------------------------------
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون
--------------------------------------
آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟- در مقابل مادرزنم
/ 0 نظر / 111 بازدید